نیلوفر آبی
یادمان رفت که عاشق بودیم
دارم می میرم...
کاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام
هرگز پريشاني نداشت کاش ميشد راه سخت عشق را بي خطر پيمودو قرباني نداشت.
كاش هيچكس تنها نبود كاش ديدنت رويا نبود گفته بودي مي مانم ولي رفتي و گفتي كه اينجا جا نبود من دعا كردم براي بازگشت دستهاي تو ولي بالا نبود يك نفر آمد صدايم كرد و رفت با صدايش آشنايم كرد و رفت پشت پرچين شقايق كه رسيد ناگهان تنها رهايم كرد
هميشه غمگينترين و رنج آورترين لحظات زندگي آدم توسط همون كسي ساخته ميشه كه شيرينترين و به ياد مانده ترين لحظه ها را براي آدم ساخته
نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت
10:0 بعد از ظهر توسط محبوبه| |



